تجربه برای فردا…

ژوئن 16, 2008

تجربه های آدم به چه دردی می خوره؟

تجربه با استاد سخت گیر واحد برداشتن…
تجربه چشیدن تلخی یه بادوم…
تجربه سر درد بعد از ترن هوایی…
تجربه تکیه به آدما…
تجربه عشق کودکانه…
تجربه زندگی کردن، زاده شدن…

گاهی وقتا تجربه بد هم نمی تونه جلوی آدما رو بگیره…
اما چی باعث میشه این تجربه ها تکرار شه؟
هوس لذت هایی که کنار اون تجربه ها چشیدیم یا…
یا جنون تلافی تلخی اونها… جنون «این بار دیگه فرق داره»…

با استاد سخت گیر واحد می گیرم… این بار خوب درس می خونم…
یه بادوم دیگه برمی دارم… این حتما شیرینه…
ترن هوایی سوار می شم… هیجانش به سر دردش می ارزه…
به تو تکیه می کنم… تو با بقیه فرق داری…
عاشق می شم… شیرین من منتظر منه…
و این بار زندگی می کنم…متفاوت زندگی میکنم… شاید من منجی عالم باشم…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.